
آرشیو مطالب محمود کریمی


من بی قرار روضه زهرای اطهرم

بی دلاور ترین سپاه رسید

داغ فراق روی تو

ای که سرمایه نداری به کفت جز آهی

لا به لای خاک رو زمین قباله پاره پاره بود

بارونه بارونه بارونه چشمامون برا تو گریونه

عزیز دلم ای آب و گلم

تو کوچه های مدینه یه دست سنگین با کینه

علی حلالم کن

ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند

ذکر امام حسین

تشنه کام بی سر ای سر بی پیکر

مثل مادر خانوم خانومم

مویم خاکی جونم خسته پایم زخمی

تا آخرین ستاره شب را شمرده است

ناز و مهر مهرورزان در نگاه زینب است

شبا که مردم شام می خوابن

حال و هوای میکده هرگز تهی مباد
