
آرشیو مطالب محمود کریمی


بیش از این سوختن نمی خواهم

نشستم که بگریم به پشت در مادر

روضه

علی علی ولی الله علی علی اسدالله

بر این همه کبودی و خراش گریه کن علی

شب اومده می دونم وقتش شده می دونم

شبیه شمع چکیدن به تو نمی آید

برای با تو بودن تنها بهونمی تو

کم میخوریم غصه دنیای بی تو را

سالارمه دلدارمه

جان بر کف و اشاره جانانم آرزوست

صدیق طاهره راضیه مرضیه یا زهرا

مانده در افسوس این عالم

مگه زهرا مرده باشه دستای تو را ببندند

گنبد و گلدسته ها تو نخ شال عزاتو

شاد کن جان من که غمگین است

گر نگاهی به ما کند زهرا

چه شبا از گریه هام نخوابیدم
