
آرشیو مطالب محمود کریمی


ارباب زاده ای نه، تو خودت اربابی

از عربده ام پر شده میخانه ام امشب

همه میگن تو پیمبری

میخوام از عشق فدا بشم برات

چشم به راه بهار

این من و این حال پریشانی ام

امشب حرم خدا حرم شد

چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارد

باز هم آمد شب حیران شدن

مفر بن بست ها مولا علی مولا

تو اعتکافم توی میخونه

آی عاقلا اگه جای من باشید

تو میخونه با چشمام

ای شوق نشان آتش حیرانی ما را

ما غیر تو دلدار نداریم به والله

با خوب و بدا گدا میسازه

ای عشق ببین حال پریشانی ما را

شاد کن این دلم که غمگین است
