
آرشیو مطالب محمود کریمی


از جنس جمال حضرت داور بود

امشب خدا به قرآن یه سوره کوثر داده

امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

هر چی فرشته توی آسمونه

ای به فدایت همه جان جهان

سجاده ات عرش اعلا

همه دستا فدا دست اباالفضل

شیدایی آخر بن بست

لال بودم مرا زبان دادند

روزی شعر من امشب دو برابر شده است

تو سینه ها امشب حرارت عشقه

بابامون یه پهلوون

اینجا که عطر آگین به بوی مشک و عود است

اگه علی تو عالم فدایی داشته باشته

کوچه شلوغ و کوچه پر از دود

چی میشه تیر محبت از تو کمون نگاهت

شهر مدینه پر شر یه عده با تیغ و تبر

دود بود گل میان آتش نمرود بود
