
آرشیو مطالب محمود کریمی


روی لبت تبسم داری بین چشمات

وای مادر وای

درمانده چهره من در حسرت نگاهت

نفس به سینه مادر

گرچه پر از دردم علی علی علی

سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم

از تو آسمون چشات یه ستاره افتاده

دیوانه ام دیوانه زنجیری کوی تو

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

از گریه نا امیدم دردم دوا نگردد

روی دوشم میبرم جسم بی جان تو را

حسین کفن نداره وای وای وای

آخر برات یه گنبد طلا میسازیم

ز تو شرمنده ام آب آورت رفت

دامن کشان رفتی

برخیز که شور محشر آمد

سلام علی آل یس

کسی تو مدینه به یاری ما نمیرسه
