
آرشیو مطالب محمود کریمی


دردهایم را اگر با تو بگویم بیشتر

برای زنده بودن تنها بهونمی تو

فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد

منی که روز و شب از اشک چاره می نوشم

اگر کسی که کشته شد

داری میری بی یارت

بیمار چندین روزه این خانه دارد

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست

ای کتاب عشق من بسته نشو

اون که تو رو برا دل آفریده

شوریده و شیدای توام

السلام ای ثمر عمر پیغمبر زهرا

یا حسین بی سر و سامان تو ام

نیمه شب است و مانده علی که چه ها کند

ای که در آسمان هر غمزده مهتاب تویی

ای ماه من به نیزه اعدا چه میکنی

اون که تو رو برا دل آفریده

دردای من بی درمونه
