
آرشیو مطالب محمدرضا طاهری


بیایید بریم مدینه صدا میاد تو کوچه

اشکاتو پاک کن پسرم مرد که گریه نمی کنه

اشکاتو پاک کن پسرم مرد که گریه نمی کنه

نوکری شغل شریفی است

عمریست که دم به دم علی می گویم

در کوچه چه بد بال و پرت خورد به دیوار

همدم مهتاب اومد علی علی

جوونای علی اکبری

روز جوون مبارک باشه

وقتی دخیل ها گره این درند و بس

یا ابی عبدالله

سامرا میبینه چشمای ترشو

در سرم بار دیگر زنده شد شور هادی

اشک را روز جزا با نور قسمت میکنند

سقای دشت کربلا اباالفضل دستش شده از تن جدا

ای که دیدار تو رویای شب تار من است

ماه خوش غیرت من

سیدتی ام البنین
